بر اساس اعتقاد ما شيعيان، پيامبر اكرم(ص) و حضرت زهرا(س) و دوازده امام بر حق كه جانشينان رسول اكرم(ص) هستند، معصوم مي باشند. با اين حال در ادعيه اي كه از آن حضرات به دست ما رسيده بسيار ديده مي شود كه آنان به درگاه خداوند توبه و استغفار كرده اند. با توجه به مقام عصمت چهارده معصوم، اين استغفارها و توبه ها را چگونه توجيه مي كنيم؟
تا به حال دو پاسخ به اين پرسش داده شده؛
پاسخ اول؛ معصومان قصد دارند غير مستقيم، توبه، استغفار و انابه را به ما آموزش دهند.
پاسخ دوم؛ آنان به خاطر اتصال ويژه اي كه با حضرت حق داشتند، آنگاه كه لحظه اي از آن حال فارغ شده و به امور روزمره معيشت مي پرداختند، احساس گناه كرده و سريعا استغفار، توبه و انابه مي نمودند.
پاسخي به ذهن اين حقير رسيده كه در ادامه توضيح مي دهم.
يكي از علل توبه و استغفار معصومان از گناه، پافشاري بر جايگاه بندگي و پرهيز از آسيبهاي توحيد بدون اخلاص به شرح زير مي باشد؛
امامان ما در رابطه با خداوند متعال، حالات و مقامات خاصي داشته اند. پيامبر خدا فرمودند؛ لِي مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا يَسَعُنِي فِيهِ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ. براي من در خلوتگاه با خدا، وقت خاصّي است كه در آن هنگام نه فرشتۀ مقرّبي و نه پيامبر مرسلي، گنجايش صحبت و انس و برخورد مرا با خدا ندارند.
در زيارت جامعه كبيره به جایگاه قدسی ومعنوی امامان اینچنین اشاره شده است ؛
َبَلَغَ اللَهُ بِكُمْ أشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمينَ وَ أعْلَي مَنازِلِ الْمُقَرَّبينَ وَ أرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلينَ، حَيْثُ لا يَلْحَقُهُ لاحِقٌ وَ لا يَفوقُهُ فآئِقٌ وَ لا يَسْبِقُهُ سابِقٌ وَ لا يَطْمَعُ في إدْراكِهِ طامِعٌ، حَتَّي لا يَبْقَي مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لا نَبيٌّ مُرْسَلٌ وَ لا صِدّيقٌ وَ لا شَهيدٌ وَ لا عالِمٌ وَ لا جاهِلٌ وَ لا دَنيٌّ وَ لا فاضِلٌ وَ لامُؤْمِنٌ صالِحٌ وَ لا فاجِرٌ طالِحٌ وَ لا جَبّارٌ عَنيدٌ وَ لا شَيْطانٌ مَريدٌ وَ لاخَلْقٌ فيما بَيْنَ ذَلِكَ شَهيدٌ إلاّ عَرَّفَهُمْ جَلالَةَ أمْرِكُمْ وَ عِظَمَ خَطَرِكُمْ وَ كِبَرَ شَأْنِكُمْ وَ تَمامَ نورِكُمْ وَ صِدْقَ مَقاعِدِكُمْ وَ ثَباتَ مَقامِكُمْ وَ شَرَفَ مَحَلِّكُمْ وَ مَنْزِلَتِكُمْ عِنْدَهُ وَ كَرامَتِكُمْ عَلَيْهِ وَ خآصَّتَكُمْ لَدَيْهِ وَ قُرْبَ مَنْزِلَتِكُمْ مِنْهُ.
استغفار و توبه و انابه امامان ما به درگاه خداوند تعالي ناشي از حالات و مقامات ارجمند و فوق انساني آنها نزد پروردگار عالم بوده است. آنان در حالات و مقامات و اتصال منحصر به فردي با خداوند قرار داشتند كه قابل وصف نيست. شايد بدون اينكه قصد تشبيه داشته باشيم بتوانيم ادعا كنيم برخي عارفان گوشه اي از اين مقامات و حالات معصومان را بر آستان حضرت حق تجربه كرده و سخنان شگفت و دردسر سازي گفته اند.
بر اين اساس به عقيده اين حقير؛
يكي از علل توبه و استغفار و اقرار به گناه از سوي معصومان مربوط به آن درجات و مقاماتي كه اختصاصا با خداوند متعال داشتند مي شود. آنان با اينگونه استغفارها تبعات آن مقامات و اتصالات را از خود دور مي كردند. همان تبعاتي كه بعدها در تاريخ عرفان و تصوف ديده شد عارفان بزرگ را چونان طفل راه به شطح گويي و يا رفتارهاي ناصواب و غرور بي جا و طغيان و خروج از حدود بندگي سوق داد. همان چيزي كه در گفتار چوپان با خداوند مشاهده مي شود كه موسي را به شگفت آورد.
بر آستان جانان گر سر توان نهادن گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
گلبانگ سربلندي بر آسمان زدن جاي بسي تامل دارد. اندكي اقتدار و خداي گونگي در آن نهفته است.(۱)
امامان استغفار مي كنند تا بر مقام انساني خود تاكيد كنند آنان استغفار مي كنند تا به خود و ما يادآوري كنند كه بنده حضرت حق هستند. گناه دارای مراتب است. عارفان در سیر خود به سوی حضرت دوست به مرحله ای می رسند که حتی وجود خودشان را در برابر وجود خداوند به مثابه گناه می بینند :
وجودک ذنب لا یقاس به ذنب. عارف در میدان عشق بازی با حضرت محبوب بی پروا سخنانی بر زبان می راند و در لحظاتی که طالب وصال است وجود خود را مانع و گناهی در این میانه می بیند.
مقام توحيد مثل يك تيغ دو لبه است. امكان دارد در آن مقام انسان دچار لغزش شود. عارفان شطح سرا و انا الحق گو در گامهاي ابتدايي همين مسير و در كوچه پس كوچه هاي شهر اول عشق و توحيد، ياراي زبان در كام كشيدن نداشتند و گفتند آنچه كه گفتند و آن شد كه شد.
در مكتب اهل بيت اوج مقام بندگي عبارت است از ؛ اخلاص در توحيد حضرت حق. توحيد بدون اخلاص، حجابي بسيار سخت و هولناك است.
بي پرده بايد گفت؛ عارفان كار را ميان خود و خدا تقسيم شده مي بينند. آنان معتقدند خداوند انسان را آفريد و مظهر اسماء و صفات خود كرد. بنابراين رابطه انسان با خدا شامل دو بخش مي شود؛ يكي خدا و ديگري انساني كه مظهر اسماء و صفات خدا است. از دیدگاه عارفان، حساب و کتاب خالق و مخلوق علی السویه تقسیم شده است. یعنی خداوند تعالی و انسان همه چیز را میان خودشان تقسیم کرده اند. چگونه ؟
جناب ابن عربي می گوید: و لولاه و لولانا لما کان الذی کانا
ای خدا اگر تو نبودی و اگر ما انسانها نبودیم آنچه که اکنون هست ، نبود..
سپس ادامه می دهد؛
فاعطیناه ما یبدو به فینا و اعطانا فصار الامر مقسوما بایاه و ایانا
یعنی ای خدا اگر ما انسانها را خلق نمی کردی، چگونه تجلی اسماء و صفاتت امکان پذیر می شد؟ پس این امری است که میان ما انسانها و خداوند تقسیم شده است.
از اين گفته علمي عارف، بوي نياز حضرت حق به مشام مي رسد و نوعي جسارت قابل حس است. مشابه اين كلام را امام سجاد(ع) در دعا دارند اما با ادب بسيار؛
منزهی ای خدای من، بندگانت سرکشی و نافرمانی ات می کنند گویی که تو را نمی ببینند. و تو همچنان بردباری، گویی که اصلا کسی از فرمانت سرپیچی نکرده است . آنچنان بندگانت را دوست داری و با مهربانی با آنها رفتار می کنی گویی که به آنها نیازمندی، در حالی که ای سرور من؛ تو از آنها بی نیازی .
امامان ما به اين مقامات هم دانا و هم از آنها بهرمند بودند. اما ادب در محضر رب العالمين اقتضا مي كرد كه با اين استغفار و توبه و انابه ها بر جايگاه بندگي خود در محضر دوست پافشاري كرده و چونان بنده اي گناهكار توبه و استغفار كنند.
بعضي مي گويند چون امام اندكي از توجه اش به ذات باري تعالي كاسته مي شود استغفار مي كند و بنده مي گويم شايد در همان حالاتي كه معصومان با حضرت حق دارند و در اوج توجه، اندكي كه غرق در صفات محبوب مي شوند و طليعه يگانگي و خداي گونگي آغاز مي گردد، براي آنكه حدود بندگي را پاس دارند، توبه و استغفار مي كنند. يعني ممكن است هم بي توجهي به حضرت حق باعث برانگيخته شدن احساس گناه شود، و هم احساس خدايي شدن باعث برانگيخته شدن احساس گناه در معصومان شود.
بنابراين استغفار و توبه امامان معصوم ما براي حفظ و پاسداشت حدود بندگيشان است. مضاف بر اينكه مقام عصمت معصومان آنان را در بندگي خاصتر و خالصتر كرده است
رَقّ الزُّجاجُ وَرَقَّت الخَمرُ فَتشابَها فَتَشاكل الأَمرُ
فَكَأَنَّها خَمرٌ وَلا قَدح وَكَأَنَّها قَدحٌ وَلا خَمرُ
شیشه نازک شد و باده زلال گشت و مانند هم شدند و تشخیص مشکل شد به گونه ای که گویا شراب است و جام نیست و یا گویا جام است و شراب نیست.
پی نوشت:
۱. اگر منظور از گلبانگ سربلندی سخنان و ادعاهایی خارج چارچوب بندگی حضرت حق باشد مد نظر این نوشته است اما اگر منظور از آن افتخار به بندگی خداوند باشد مد نظر نویسنده نیست.